بزرگ‌ترين تصويرگران آن عصر چيني بودند، كه پرندگان‌، ماهيان‌، و حتي حشرات را با دقت‌ حيرت‌انگيزي نمايش دادند. هدف آنان صرفاً هنري‌، و گاه ديني بود، چون عشقشان به طبيعت و موجودات زنده‌، خواه جانور يا گياه‌، از دين بودا الهام مي‌گرفت‌، و به هيچ روي جنبه‌ٴ علمي‌ نداشت‌. با اين همه‌، برخي از نقاشيهاشان چنان خوب است كه مي‌توان گونه‌ٴ معرفي‌شده را شناخت‌. باور نمي‌كنم هيچ كوششي براي بررسي نقاشي‌هاي عصر سونگ‌، و اوايل عصر يوآن‌، ازآن لحاظ صورت گرفته باشد؛ اين كار گرچه به هيچ روي آسان نيست‌، ارزش زيادي دارد، و مشكل اصلي تعيين تاريخ خود نقاشي‌هاست‌. ولي علـٰي‌رغم اين كه تميز ميان‌، مثلاً يك نقاشي‌ اصيل عصر سونگ‌، و يك تقليد مربوط به عصر مينگ يا چئينگ هميشه آسان نيست‌، با اين‌ همه فايده‌ٴ آن از لحاظ جانورشناسي صرف چشمگير خواهد بود.
كدام جانوران توجه هنرمندان چيني را جلب مي‌كردند؟ آنان كدام پرندگان و ماهيان را خوب‌ مي‌شناختند؟ و اين معرفي قديم را چگونه مي‌توان با جانوران امروزي قياس كرد؟ پژوهش‌هاي‌ مشابهي را مي‌توان در مورد نقاشي‌هاي عصر فوجي‌وارا و كاماكورا صورت داد.
44. انتقال جانورشناسي ارسطويي‌. نظريه‌هاي عمومي‌. تا جايي كه به انتشار مواليد سه‌گانه‌ مربوط مي‌شود، در بسياري از آثار عربي و فارسي مي‌توان انديشه‌هايي درباره‌ٴ نظم طبيعت پيدا كرد. مسلمانان‌، جز با چند استثنا، كمتر به جنبه‌ٴ علمي اين امور علاقه داشتند، بلكه بيشتر كاربرد آنها در الهيات مورد توجهشان بود؛ آنان كمتر به‌تكامل از جنبه‌ٴ انساني يا طبيعي مي‌انديشيدند، تا به‌خلقت از جنبه‌ٴ الهي‌: چگونه همه‌ٴ موجودات از خدا به‌وجود آمدند؟ خلقت الهي‌، كاري مستمر بود يا آني و در وهله‌ٴ دوم تا چه حد آينده را شامل مي‌شد؟ محتمل نيست كه آنان با نظريه‌ٴ خلقت‌ بالقوه‌ٴ قديس اوگوستينوس آشنا بوده باشند، ولي برخي حكماي اسلامي نظريه‌ٴ مشابهي را ارائه‌ كردند، اين به هيچ روي مايه‌ٴ شگفتي نيست و براي صورت گرفتن يك استنتاج منطقي واحد در نقاط دور ازهم نيازي به تماس نيست‌. مثلاً نَظّام (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ نهم‌)، عقيده داشت كه بيشتر خلقت پنهان است و در هر زمان تنها بخشي از آن پديدار مي‌شود، يعني نسل بعد از نسل‌، و حال‌ آن كه خلقت از اول كامل بوده است‌. اين حقيقتاً يك نظريه‌ٴ تكامل است‌، و واژه‌ٴ تكامل را اول بار شارل بونه در حوالي سال 1762، درست به‌همان مفهوم به‌كار برد. عقيده‌ٴ شارل بونه بسيار فني‌تر از عقيده‌ٴ نَظّام بود، ولي چندان نيز از آن دور نبود. هر دو معتقد به بينشي غايي در خلقت‌ بودند. هر آنچه اتفاق افتاده يا هر آنچه روي خواهد داد، چيزي نيست جز ظهور، گشوده شدن‌، و تكامل آنچه از همان ابتدا مطلقاً شامل و غايي بوده است‌. تحقيقات نظري ديگر در باب مسائل‌